آناهید،الهه آب ها
 
 


 

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوسست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به يادبيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريه ش اونها رو مي لرزوند...

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 23 شهریور 1391 :: 13:52 :: توسط : anahid


 

 امروز تولد یه دوست خیلی خوبه


تولدت مبارک

 

 

 

چو گلها سراپا نشاط و شوری

تولدت مبارک

بهار امیدی همه سروری

تولدت مبارک

 

گل من چشم دلم از تو روشن

شگفتی زیبا تر از گل به گلشن

نشستی چون لاله در باغ هستی

تویی تو بهانه هستی من

 

دور از هر بلایه خزانی بمانی

با شور و نشاط جوانی بمانی

گل باشی که در جمع یاران نشینی

در عالم به جز روز شادی نبینی

 

**************************************************

همین حالا،تو روز تولدت بهترین ها رو آرزو کن...

همین بهترین هایی که آرزو کردی رو از خدا میخوام برات

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 21 شهریور 1391 :: 02:14 :: توسط : anahid

توی یک قصابی یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد...

یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم...

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش ..... همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی میخوای مادر ؟
پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: همینو گُوشت بده مادر.
قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پونصد تومن فقط آشغال گوشت میشه مادر بدم؟؟

پیرزن یه فکری کرد گفت: بده مادر!
قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیرزنه...
اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟
پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟!
جوون گفت اّره ..... سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟
پیرزن گفت:میخوره دیگه مادر..... شیکم گشنه سَنگم میخوره...
جوون گفت: نژادش چیه مادر؟

پیرزنه گفت: بهش میگن توله سَگِ دوپا مادر ..... اینا رو برا بچه‌هام می‌خوام آبگوشت بار بیذارم.
جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن.
پیرزن بهش گفت: تو مگه ایناره بره سَگت نگرفته بودی؟
جوون گفت: چرا
پیرزن گفت :ما غذای سَگ نمی‌خوریم مادر.
بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت...

 


 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 17 شهریور 1391 :: 13:56 :: توسط : anahid



پست قبلی حذف شد...

چون

شکایت کردن،گله کردن خوب نیست

 

 


دوستان فکر کنم وبلاگم رو با اینترنت اکسپلورر باز کنید بهتر باشه


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 16 شهریور 1391 :: 21:01 :: توسط : anahid

 

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

 

حرامم باد اگر من جان بجای دوست بگزینم

 

 


 


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 09 شهریور 1391 :: 00:32 :: توسط : anahid


 

این بار اگر زن زیبایی را دیدید هوس را زنده به گور کنید و خدا را برای خلق این همه زیبایی شکر کنید...

 

زیر باران اگر دختری را سوار کردید به جای شماره به او امنیت بدهید.او را به مقصد مورد نظرش برسانید نه مقصد مورد نظرتان...

 

هنگام ورود به هر مکانی با لبخند بگویید اول شما...

 

در تاکسی خودتان را به در بچسبانید نه به او...

 

بگذارید زن ایرانی وقتی مرد ایرانی را در کوچه خلوت میبیند احساس امنیت کند نه ترس...

 

بیایید فارغ از جنسیت کمی مرد باشید....

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 31 مرداد 1391 :: 23:22 :: توسط : anahid

 

حتما ادامه مطلب رو بخونید...

من که خوشم اومد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 31 مرداد 1391 :: 20:55 :: توسط : anahid

چند تا عکس بامزه تو ادامه مطلب گذاشتم.سر بزنید امیدوارم خوشتون بیاد...

 

 

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 24 مرداد 1391 :: 15:03 :: توسط : anahid

خرگوش می ره تو جنگل روباه رو می بینه داره تریاک می کشه می گه:اقا روباه این چه کاریه پاشو بدوییم شاد باشیم... می رن تا می رسن به گرگه می بینن داره حشیش می کشه خرگوش می گه:اقا گرگه این چه کاریه پاشو شاد باشیم بدوییم... گرگم پا می شه می رن 3تایی می رسن به شیره می بینن داره تزریق می کنه خرگوش می گه:اقا شیره این چه کاریه پاشو بدوییم ورزش کنیم شاد باشیم... شیره می پره می خورتش گرک و روباه می گن چرا خوردیش این که حرف بدی نزد؟ شیره می گه:نه بابا این پدر سگ هرروز اکس می زنه می یاد مارو می دوونه...!!

*****************************************

تو جامعه ای که همه بیمار باشن و مشکل داشته باشن،کسی که سالمه همیشه متهم میشه...!

 


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1391 :: 21:35 :: توسط : anahid

ز لیلی من شنیدم یا علی گفت
به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است
 که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز میکرد
به گوش غنچه دیدم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت
دعایی کرد و او هم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند
چو برمیخواست آدم یا علی گفت

مسیحا گر دم از اعجاز میزد
ز بس بیچاره مریم یا علی گفت

به فرقش کی اثر می کرد شمشیر
 یقینم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد
 یقین آنجا علی هم یا علی گفت...

******************************

شهادت آقا امیر المونین- مرد مردان را به تمامی جهانیان تسلیت می گویم...

امام علی (ع):اساس مردانگی , این است که در پنهان , کاری را نکنی که در آشکار از انجام آن شرم داشته باشی ...

دیگه دنیا  مثل علی(ع) به خودش نمیبینه...


 


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 19 مرداد 1391 :: 20:38 :: توسط : anahid
درباره وبلاگ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
موضوعات
بازم بدون عنوان آدما تولدم آگاهی ... راستش رو بگو
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران