آناهید،الهه آب ها
 
 

فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت 6 با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی پاشه بره بیرون حلیم بخوره , پارک بره,ورزش هم کنه,
بعد ساعت 9 برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه!

***

فقط یه ایرانی میتونه کند بودن رشد موهاشو بندازه گردن دست سنگین ارایشگر!

***
فقط خانومهای ایرانی هستن از یه هفته قبل از عروسی هی میگن
چی بپوشیم؟! .. چی بپوشیم؟!
اونوقت شب عروسی ؛ رسماً هیچی نمی پوشن

***
فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه!

***
فقط تو ایران مدارسو 5شنبه ها تعطیل میکنن ولی به جاش بقیه هفته رو براش کلاس جبرانی در نظر میگیرن باپولهای آنچنانی !!!

***
تعمیرات مدل ایرانی:‌
1-درشو باز کردن و فوت کردن.
۲-کامل باز کردن و دوباره بستن
3-محکم زدن(مثل به پشت کنترل تلویزیون)

***
فقط آسمون ایران میتونه : کمی ! تا قسمتی! نیمه ابری! همراه با بارش پراکنده!در برخی از نقاط باشه. . . ( آخر ادبیاته این جمله)! :

***
فقط در تهران که مردم شمال شهردر سال 2011میلادی و مردم جنوب شهر در سال 70 هجری قمری زندگی میکنن!

***
تنها ایرانیان که وقتی میخوان از خیابون رد شن به جا اینکه به چراغ عابر نگاه کنند
به ماشینا نگاه میکنن که کی خلوت میشه سریع رد شن!

***
اگه ورزشی به نام "سگ دو" وجود داشت ما ایرانیا حتما توش می تونستیم یه خودی نشون بدیم... !!!

***
فقط یه ایرانی میتونه پیتزا رو با دوغ ,نوشابه رو با آبگوشت, سبزی رو با کوکوسبزی,
و کالباس رو با نون سنگک بخوره!

***
فقط یه ایرانی میتونه بره قشم لباس بیاره تو خونه بفروشه و بگه اینارو از دبی و ترکیه اوردم!

***
فقط یه ایرانی میتونه جلوی خودپرداز بانک با دیدن جمله لطفا منتظر بمانید استرس رو
با بیشترین فشار تحمل کنه و با نگاهی ملتمسانه به دستگاه تو دلش بگه
که اگه پول نمیدی جون هرکی دوست داری کارتم رو بده و بعد از دیدن جمله دستگاه
در حال شمارش وجه می باشد به ناگاه آرامش تمام وجودش رو فرا بگیره دقیقا مثل
فرود موفقیت آمیز هواپیما اونم در فرودگاه مشهد !!!

***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی میخواد بره عروسی در به در دنبال یکی بگرده که کراواتشو براش گره بزنه

***
فقط یه ایرانی میتونه اول از دستشویی بیاد بیرون بعد زیپ و کمربندشو ببنده

***
فقط یه ایرونی میتونه اینجوری آشپزی کنه و به نظرش هم آخر برنامه آشپزیه!
آشپزی سامان گلریز: ماهیتابه چدنی دسینی رو میذارید روی گاز پنج شعله سامسونگ که با ضمانت سام سرویس عرضه میشه,یه کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش و یا از کره اطلس طلایی استفاده کنید, دو تا هم تخم مرغ تلاونگ بندازید داخلش,اگر در حین کار خسته شدید میتونید از ماساژور شاندرمن استفاده کنید,دیدید که چه سریع یه غذای خوب آماده شد!
تا برنامه بعد همتون رو میسپارم به خدای بزرگ و بیمه سینا و ایران و دانا

***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی مامور آمارگیر میاد در خونه اشون،بگه شرمنده من اینجا مهمونم,صاحبخونه رفته مسافرت!

***
فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه

***
فقط یه ایرانی میتونه بـــــه نوشابـــــه "نارنـــجــی" بگــــه "زرد"!

***
فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه!

***
فقط یه ایرانی میتونه طوری زل زل نگات کنه تو خیابان که نفهمی خوشگلی یا زیپت بازه !

***
از هر 2 تا تبلیغ تلویزیون یکی تبلیغ بانکه ، ولی مردم هر روز فقیر تر میشند
از هر 2 روز هفته یکیش تعطیله اما باز مردم افسرده تر میشند
از هر 2 نفر توی خیابون یه نفر لیسانس داره اما باز مردم بیکار تر میشند
از هر 2 تا خونه یکیش نوسازه اما مردم باز بی خانمان تر میشند
از هر 2 نفر یکی دماغش رو عمل کرده اما باز قیافه ها زیبا نمیشند
از هر2 نفر یکی حاجی شده اما باز مردم بی خدا تر میشند

***
فقط یه ایرانی میتونه از بی قانـــونی مملکت بنـــالـــه,
اما موقــــع دعـــوا و درگیـــــری بگـــــه مملکت قانــــون داره!

***
فقط یه زن ایرانی
درباره زندگی دخترش میگه: شوهرش خیلی خوبه همش میبرتش مسافرت و تو خونه هم خیلی کمکش میکنه حتی پوشک بچه را هم خودش عوض میکنه ، دخترم خوشبخت شد واقعا!
درباره زندگی پسرش میگه:بیچاره هر چی پول در میاره باید خرج سفرهای خانم کنه!
از سر کار هم که خسته میاد خونه خانمش کلی ازش کار میکشه حتی زورش میاد پوشک بچشو خودش عوض کنه، پسرم بد بخت ش
د واقعا!!!

***
اینجا ایران است :
کارت شارژیو که مغازه دار4700میخره و ما 5500میخریم و 4900 شارژ میکنه بهش میگن 5000 تومنی !!!

***
فقط یه معلم ایرانی میتونه (البته از نوع اول دبستانی) بری ترسوندن دانش آموزاش و زود خوابیدن اونا بهشون بگه:من رفتارای شما رو تو خونه با دوربین میبینم

***
فقط یه کارخونه ایرانـــی می تونـــــه بهــــت یه بستـــــه هوا بــــده که توش چــند تا دوونـــه چیپس هم اشانتـــــــــیون باشــــــــه!

***
فقط یه کودک ایرانی وقتی میره تو صف نونوایی هرچی صبر می‌کنه می‌بینه همش آخره صفه!

***
اینجا ایران است یعنی:
ببخشید اتوبوس 9:30 ساعت چند حرکت میکنه؟

ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین؟ چنده؟

***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی توی مهمونی یا عروسی آب خوردن گیرش نیاد،
قرص قندش رو با یک لیوان نوشابه بخ
وره!

***
فقط یه ایرانی میتونه وقتی تو ایرانه همش دنبال جانی واکر و شراب فرانسوی و
رستورانای مکزیکی و ایتالیایی باشه،
بعد وقتی رفت خارج در به در بگرده دنبال دوغ آبعلی و شراب شیراز و شربت سکنجبین
و رب یک و یک !
***
فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه که ببیــنـه قفل شده یا نه!

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 06 فروردین 1391 :: 17:42 :: توسط : anahid

چرا فکر میکنم من...

ای خدا

اخ دلم

دلم میخواد داد بزنم

دلم میخواد زار بزنم

چرا نمیخوام بفهمم

چرا باورم نمیشه

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 16 اسفند 1390 :: 23:30 :: توسط : anahid

دنیایم...

دنیایت...

دنیایمان...

می تواند زیباترین باشد

می تواند آرامترین باشد

.

.

.

منو تو می توانیم

کاش...

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 12 اسفند 1390 :: 16:04 :: توسط : anahid

درد بزرگ مرد تاریخ مهاتما گاندی:

درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی ست که گدایی را قناعت،بی عرضه گی را صبر،و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خدا میدانند....!


ارسال شده در تاریخ : شنبه 29 بهمن 1390 :: 01:33 :: توسط : anahid

سلام

امروز از صبح تصمیم داشتم حرف بزنم،خواستم خیلی حرف بزنم،حرفای دلم رو...

ولی حالا

زبونم یاری نمیده،یه عالمه حرف برا گفتن دارم

از خودم،از زندگی،از خدا،از ادما...

شاید از زیادی حرفاست که نمیتونم بیانشون کنم

شایدم حرفام ...

ای دل من

دل بیچاره من

حرف حرف حرف


 

 خدایا به که گویم ماجرای حسرت تنهایی خود را

 

 

                       که دنیا درد دل دارم ولی از بغض خاموشم

 

 

 

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : شنبه 29 بهمن 1390 :: 01:00 :: توسط : anahid

مینویسم عاشقانه

مینویسم بی بهانه

مینویسم تا ته دنیا

منو و عشقت خدا دانه...

 


ارسال شده در تاریخ : شنبه 29 بهمن 1390 :: 00:49 :: توسط : anahid


با يك شكلات شروع شد . من يك شكلات گذاشتم كف دستش . او هم يك شكلات گذاشتم توي دستم . من بچه بودم ، او هم بچه بود . سرم را بالا كردم . سرش را بالا كرد . ديد كه من و مي شناسه. خنديدم . گفت : « دوستيم ؟» گفتم :«دوست دوست» گفت :«تا كجا ؟» گفتم :« دوستي كه تا ندارد » گفت :«تا مرگ؟» خنديدم و گفتم :«من كه گفتم تا نداره» گفت :«باشه ، تا پس از مرگ» گفتم :«نه ،نه،گفتم كه تا نداره». گفت : «قبول ، تا آن جا كه همه دوباره زنده مي شن ، يعني زندگي پس از مرگ. باز هم با هم دوستيم. تا بهشت ، تا جهنم ، تا هر جا كه باشد من و تو با هم دوستيم .» خنديدم و گفتم :«تو برايش تا هر كجا كه دلت مي خواهد يك تا بگذار . اصلأ يك تا بكش از سر اين دنيا تا آن دنيا . اما من اصلأ تا نمي گذارم » نگام كرد . نگاش كردم . باور نمي كرد .مي دونستم . اون مي خواست حتمأ دوستي مون تا داشته باشه . دوستي بدون تا را نمي فهميد .

×××

 

گفت : «بيا براي دوستي مون يك نشانه بذاريم» . گفتم :«باشه . تو بذار» . گفت :«شكلات . هر بار كه همديگر را مي بينيم يك شكلات مال تو و يكي مال من ، باشه ؟» گفتم :«باشه»

 

هر بار يك شكلات ميذاشتم توي دستش ، او هم يك شكلات توي دست من . باز همديگر را نگاه مي كرديم . يعني كه دوستيم . دوست دوست . من تندي شكلاتم را باز مي كردم و مي گذاشتم توي دهانم و تند تند آن را مي مكيدم . مي گفت :«شكمو ! تو دوست شكمويي هستي » و شكلاتش را مي گذاشت توي يك صندوق كوچولوي قشنگ . مي گفتم «بخورش» مي گفت :«تمام مي شه. مي خوام تمام نشه. مي خوام براي هميشه بمونه»

 

صندوقش پر از شكلات شده بود . هيچ كدامش را نمي خورد . من همه اش را خورده بودم . گفتم : «اگر يك روز شكلات هات و مورچه ها بخورند يا كرم ها ، آن وقت چه كار مي كني؟» گفت :«مواظبشان هستم » مي گفت «مي خواهم تا موقعي كه دوست هستيم نگهشون دارم » و من شكلات را مي گذاشتم توي دهانم و مي گفتم :«نه ، نه ، تا نداره . دوستي كه تا نداره.»

 

×××

يك سال ، دو سال ، چهار سال ، هفت سال ، ده سال حالا بيست سال شده  . او بزرگ شده  . منم بزرگ شدم . من همه شكلات ها را خوردم . او همه شكلات ها را نگه داشته. اون اومده  امشب تا خداحافظي كنه . مي خواد بره اون دور دورها . مي گه «مي رم ، اما زود برمي گردم» .  مي دونم ، مي ره و بر نمي گرده .يادش رفت به من شكلات بده . من يادم نرفت . يك شكلات گذاشتم كف دستش . گفتم «اين براي خوردن» يك شكلات هم گذاشتم كف آن دستش :«اين هم آخرين شكلات براي صندوق كوچكت» . يادش رفته بود كه صندوقي دارد براي شكلاتاش. هر دو رو خورد . خنديدم . مي دانستم دوستي من «تا» نداره . مثل هميشه . خوب شد همه شكلات هام رو خوردم . اما اون هيچ كدومشون رو نخورد . حالا با يك صندوق پر از شكلات نخورده چیکار می کنه !؟

                                                    *************************

فقط یادمون باشه که دوست داشتن از عشق برتر است...

عشق به نفرت تبدیل میشه ولی دوست داشتن همیشه گیه،حتی اگه دوستت تنهات بذار،آزارت بده...

 

 


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 20 بهمن 1390 :: 00:03 :: توسط : anahid

تو رو به خدا بعد من مواظب خودت باش

گریه نکن آروم بگیر به فکر زندگیت باش

غصه م میشه اگر بفهمم داری غصه میخوری

شکایت از کسی نکن با این که خیلی دلخوری

دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون

دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون

دل نگرونتم همه ش اگه خطا کردم ببخش

بازم منو به خاطر تموم خوبی هات ببخش

منو ببخش

منو ببخش

اصلا فراموشم کنو فکر کن منو نداشتی

اینجوری خیلی بهتره بگو منو نخواستی

برو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوستش داری

اگه تو تنها بمونی با کسی کاری نداری

دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون

دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون

دل نگرونتم همه ش اگه خطا کردم ببخش

بازم منو به خاطر تموم خوبی هات ببخش

منو ببخش

منو ببخش


ارسال شده در تاریخ : جمعه 02 دی 1390 :: 23:04 :: توسط : anahid

گفتم: خدايا از همه دلگيرم گفت: حتي از من؟

گفتم: خدايا دلم را ربودند گفت: پيش از من؟

گفتم: خدايا چقدر دوري گفت: تو يامن؟                                                                                        
گفتم: خدايا تنها ترينم گفت: پس من؟

گفتم: خدايا کمک خواستم گفت: از غير من؟

گفتم: خدايا دوستت دارم گفت: بيش از من؟

گفتم: خدايا اينقدر نگو من گفت: من توام تو من...

 

 

 

 

نویسنده:؟!!!


ارسال شده در تاریخ : جمعه 02 دی 1390 :: 22:51 :: توسط : anahid

دوستای من

شاید باورتون نشه

اگه پست قبلی منو خونده باشید /باید بگم که دلشوره و داتنگی من بیخود نبود.

اتفاقی که میگفتم در حال اتفاق افتادنه برای خودم بود

در رابطه با خودم بود

و اتفاق افتاد

از اتفاقی که افتاده ناراحت نیستم و قبل از وقوعش من خدا رو صدا زده بودم

پس اتفاق بدی نیست

خواست خدا بوده

خیر و صلاحمه که شاید من درکش نکنم

منم راضیم به رضای خدا

حتما اینجوری بهتری

.

.

سخته

خیلی سخته

سخته به یه نفر مدت ها عادت کنی و حالا دیگه نداشته باشیش

سخته

ولی سخت ترش اینه که اون یه نفر دوستت نداشته باشه

نخواد که باهات باشه

این یعنی خوار شدن

من اینو نمیخوام

ازش میگذرم

سخته ولی میگذرم

من با سختی بزرگ شدم

سخته ولی من سخت ترم

خدا با منه

اتفاق های خیلی بهتری حتما تو زندگیم میفته

.

خدای من

 

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 02 دی 1390 :: 22:46 :: توسط : anahid

درباره وبلاگ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
موضوعات
بازم بدون عنوان آدما تولدم آگاهی ... راستش رو بگو
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران