آناهید،الهه آب ها
 
 

وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن . براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو . ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه . حالا فهميدي چرا اب دريا شووره؟!!!

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 01 آذر 1390 :: 21:31 :: توسط : anahid

وقتی تبر به جنگل آمد ، درختان فریاد زدند و گفتند :


 

نگاه کنید دسته اش از جنس ماست !!

 

×××××××××××××××××××××××××××

 

فقر یعنی در خیابان آشغال بریزیم

 

 

و از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنیم!

 

×××××××××××××× ×××××××

خدا جونم  کیفیت رو فدای کمیت نکن.

 

 

بی زحمت  کمتر خلق کن ولی آدم خلق کن!

 

×××××××××××××××××××××××××


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 01 آذر 1390 :: 21:21 :: توسط : anahid

خداوندا مرا ببخش براي گل هايي كه چيدم، براي تمام شب هايي كه با ستاره ها قهر بودم، براي تمام صبح هايي كه به تو سلام نكردم فمرا ببخش براي آن كه يادم رفت آسمان آبي است ،يادم رفت ياس چه بويي دارد ،يادم رفت سيب چه طعمي دارد ،مرا ببخش براي تمام روز هايي كه پرواز نكردم، تمام روزهايي كه يادم رفت پنجره را باز كنم ،يادم رفت خلوت باران وشيشه را نشكنم ،غرق شدم اما گم نشدم ...

مرا ببخش براي آن چيزهايي كه فقط تو مي داني و من از دانستن آنها عاجزم...!

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 01 آذر 1390 :: 21:15 :: توسط : anahid

 

 

 

براي بهترين دوستانم ...

 

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

 

اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

 

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی داني.

 

یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

 

هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.

 

از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.

 

در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.

 

وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو:  "برای چه می خواهید بدانید؟"

 

هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

 

هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

 

 وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.

 

 هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.

 

 راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

 

 هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.

 

 شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.

 

 سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش " 

  

 هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

 

 چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.

 

 وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.

 

 هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

 

 وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.

 

در حمام آواز بخوان.

 

در روز تولدت درختی بکار.

 

طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

 

بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.

 

فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی.

 

ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

 

هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

 

شیر کم چرب بنوش.

 

هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.

 

فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.

 

از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

 

فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 30 آبان 1390 :: 19:24 :: توسط : anahid

 
 
 
ازدکتر علی شریعتی پرسیدند :
به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟
دکتر علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهد لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست...!

 
 
 

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 30 آبان 1390 :: 19:07 :: توسط : anahid

 
 
 
مردم اغلب بی انصاف‌ بی منطق و خودمحورند ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تورا به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش.

اگر موفق شوی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش.

آنچه رادر طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند ولی نیکوکار باش.

بهترینهایت را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی

هر آنچه هست میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم!



دکتر علی شریعتی

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 30 آبان 1390 :: 18:50 :: توسط : anahid

می دانی؟!

دردآور است...من آزاد نباشم که تو به گناه نیوفتی

قوس های بدنم بیشتر به چشم هایت میآید تا تفکرم

دردم میآید،باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم...!

 


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 29 آبان 1390 :: 23:07 :: توسط : anahid

من می بافم...

تو میبافی...

من کلاه برای تو ،تا سرت گرم شود

تو دروغ برای من ،تا دلم گرم شود...!


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 29 آبان 1390 :: 22:55 :: توسط : anahid

وای چه روز قشنگی بود...

همه روز بارون اومد.خدایا ،خداجونم به خاطر بارون قشنگت شکرت...

عاشق بارونم.حتی وقتی خیابونها پر آب میشه و مجبورم از داخل آب رد بشمو کفش و شلوارم از آب بارون خیسه خیس میشه...

حتی وقتی سرماش سخت میشه...

حتی وقتی که چتر با خودم نیاوردمو دونه های بارون به صورتم میخوره و همه لباسام خیسه آب میشه...

امروز عصر زیر بارون همه ش خندیدم و از زیر بارون بودن لذت بردم،البته تو دلم...(آخه ما دخترا اگه دائم بخندیدم بهمون انگ های بدی میزنن...می دونید که)

الانم سرما خوردم و یه خورده تب دارم...ولی بازم بارونو دوست دارم

میدونید زیر بارون به چی فکر میکردم؟!

به اینکه یه عاشق واقعی هیچ وقت از عشقش خسته نمیشه.حتی اگه عشقش آزارش بده...

و اینکه خدا عاشق بنده هاشه.عاشق منه.عاشقه توئه...

و هر چقدرم بد کنیم،که البته به خودمون بد میکنیم خدا بازم عاشقونه دوستمون داره و با لذت و خنده به ما نگاه میکنه،مثل من که زیر بارون با همه دردسراش خندیدم و از زیر بارون بودن لذت بردم.

حالا...!

آیا ما هم عاشق خدامون هستیم که هر اتفاقی تو زندگیمون افتاد،سختی پیش اومد،بگیم

هر چه از دوست رسد نیکوست...؟!!!

هستیم؟؟؟

 

 


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 29 آبان 1390 :: 21:42 :: توسط : anahid

 

 

 

دیگر این پنجره بگشای که من

به ستوه آمده ام از این شب تنگ

وین شب تلخ عبوس

می فشارد به دلم پای درنگ...

 

 


ارسال شده در تاریخ : شنبه 28 آبان 1390 :: 22:16 :: توسط : anahid

درباره وبلاگ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
موضوعات
بازم بدون عنوان آدما تولدم آگاهی ... راستش رو بگو
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران