آناهید،الهه آب ها
 
 

تولد 24 سالگی هم گذشت...

گاهی تو زندگی اونقدر بالا پایین میبینیم که دیگه از هیچ بالایی نه خوشحال میشیم و از هیچ پایینی نه ناراحت...

 

من دقیقا اینجوریم،انگار احساس تو من مرده...

دیگه برای هیچ چیز خوشحال نمیشم که هر وقت شدم دنیا اونو ازم گرفت.

و برای هیچ چیز ناراحت نمیشمو میگم بیخیال،هرچی بشه بدتر از قبل که نمیشه،

بالاخره یاحل میشه یا حل نمیشه و نهایتا میگذره.

انگاری یاد گرفتم بیخیال باشم...

شاید خیلیا بگن خوبه که ادم بی خیال دنیا بشه!

خودمم میگم خوبه،اصلا انگار خودم دوست داشتم که اینجور بشم

ولی نه...

ادمه و احساسش

اینجوری که هستم احساس پیری میکنم

بگذریم

.

.

.

خودم تولدت با تاخیر مبارک...

 

 

 



ارسال شده در تاریخ : شنبه 23 شهریور 1392 :: 01:52 :: توسط : anahid

درباره وبلاگ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
موضوعات
بازم بدون عنوان آدما تولدم آگاهی ... راستش رو بگو
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران