آناهید،الهه آب ها
 
 


بر ساحل نیل کفتار و تمساحی همدیگر را دیدند و برای احوال پرسی مدت ها آنجا ماندند.

تمساح گفت:خیلی بد گذشت،بعضی وقتها که بر درد و اندوهم گریه میکنم مخلوقات دیگر می گویند این ها اشک تمساح است و این موضوع مرا ناراحت می کند و عذابم می دهد.این موضوع برایم رنج آور است.

کفتار گفت:تو از اندوه و درد خود گفتی حال به من فکر کن،من به زیبایی جهان و به عجایب آن نگاه می کنم و لذت می برم سپس می خندم تا دنیا نیز بخندد.آنگاه مردم می گویند:این خند کفتار است!!!!

 

برگرفته از سخنان جبران خلیل جبران

 


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 19 آبان 1390 :: 21:37 :: توسط : anahid

آناهید،الهه آب ها

 

 


سلام

نمیدونم تا کی قراره با هم باشیم؟!

نمیدونم از چی میخوام براتون بگم؟!

نمیدونم تا کجا قراره بگم؟!

ولی میخوام تا اونجایی که میتونم براتون حرف بزنمو شما گوش کنید و شما حرف بزنیدو من گوش کنم.

هر کی مرده شه ...


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 19 آبان 1390 :: 00:29 :: توسط : anahid

صفحه قبل1...121314صفحه بعد

درباره وبلاگ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
موضوعات
بازم بدون عنوان آدما تولدم آگاهی ... راستش رو بگو
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران