آناهید،الهه آب ها
 
 

روزی زیبایی و زشتی در ساحل دریایی به هم رسیدند و تصمیم گرفتند تا خود را در دریا بشویند.لباس از تن در آورده و به شنا پرداختند پس از اندکی زشتی به ساحل برگشت و لباس زیبایی را به تن کرد و راهش را گرفت و رفت.زیبایی اندکی بعد از دریا بیرون آمد و اثری از لباس خود ندید وچون از برهنه بودن خجالت می کشید به ناچار لباس زشتی را به تن کرد و به راه افتاد.

از آن روز به بعد مردم بسیاری آن دو را با هم اشتباه گرفتند.

اما بودند کسانی هم که صورت زیبایی را با وجود لباسی مه به تن داشت شناختند و بعضی نیز صورت زشتی را شناخته و با زیبایی اشتباه نگرفتند...!

 

 

برگرفته از سخنان جبران خلیل جبران

 

 



ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 19 آبان 1390 :: 21:49 :: توسط : anahid

درباره وبلاگ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
موضوعات
بازم بدون عنوان آدما تولدم آگاهی ... راستش رو بگو
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران