آناهید،الهه آب ها
 
 

خدایا من بچه م

من بچه م وقتی همه میخندن و من گریه میکنم

من بچه م وقتی همه گریه میکنن و من خنده میکنم

من بچه م وقتی تنهام و به تنهایی خودم میخندم

من بچه م وقتی دنیا رو بازی میبینم

من بچه م وقتی دنیا به هم میگه اخرشه و من میگم نه بازی هنوز ادامه داره

من بچه م وقتی همه میگن تو بازی اول شدی و من میخوام که اول نباشم

من بچه م وقتی مامانم میگه بزرگ شدی و من میخندم

من بچه م وقتی بابام میگه انتخاب کن و من سکوت میکنم

من بچه م وقتی مامانم میگه انتخاب کن و من انتخاب میکنم و با شیطنت خنده میکنم

من بچه م وقتی داداشم میگه انتخاب کن و من با قهقه میخندم

اره من بچه م

مخصوصا وقتایی که دلم میشکنه و میخندم

من بچه م وقتی نمیتونم حرفام رو بزنم و گریه میکنم

من بچه م وقتی نمیتونم اونی باشم که هستم

من بچه م وقتی نمیتونم دنیا رو اونجوری که باید تغییر بدم

اره من هنوزم بچه م

مثل وقتایی که مثل بچه گی دنبال گنجشک های تو حیاط میکنم و وقتی پرواز میکنن دلم میسوزه

اخه من که نمیخوام اذیتشون کنم

اره هنوزم بچه م

خدا جونم بچه گی گناهه؟!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 



ارسال شده در تاریخ : جمعه 08 اردیبهشت 1391 :: 12:49 :: توسط : anahid

درباره وبلاگ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
موضوعات
بازم بدون عنوان آدما تولدم آگاهی ... راستش رو بگو
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران