آناهید،الهه آب ها
 
 


بر ساحل نیل کفتار و تمساحی همدیگر را دیدند و برای احوال پرسی مدت ها آنجا ماندند.

تمساح گفت:خیلی بد گذشت،بعضی وقتها که بر درد و اندوهم گریه میکنم مخلوقات دیگر می گویند این ها اشک تمساح است و این موضوع مرا ناراحت می کند و عذابم می دهد.این موضوع برایم رنج آور است.

کفتار گفت:تو از اندوه و درد خود گفتی حال به من فکر کن،من به زیبایی جهان و به عجایب آن نگاه می کنم و لذت می برم سپس می خندم تا دنیا نیز بخندد.آنگاه مردم می گویند:این خند کفتار است!!!!

 

برگرفته از سخنان جبران خلیل جبران

 



ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 19 آبان 1390 :: 21:37 :: توسط : anahid

درباره وبلاگ
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
موضوعات
بازم بدون عنوان آدما تولدم آگاهی ... راستش رو بگو
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران